السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
502
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
از جمله بعضى از صوفيّه چنين ادّعايى كردهاند ، در كتاب ( الآثار ) روايت شده : عمرو بن الفارض كه از پيشوايان صوفيّه بود ، ادّعا كرد به درجهء رضا نايل شده و آن را در گفتار و اشعار خود آورد : و بما شئت في هواك اختبرنى * فاختيارى ما كان فيه رضاكا يعنى : خدايا با آنچه خواست توست مرا بيازماى كه اختيار من چيزيست كه رضاى تو در آن باشد . پس از آن خداوند او را به بيمارى حبس البول ( قطع ادرار ) مبتلا نمود و او پشيمان شد و از درد در كوچهها فرياد مىزد و عذر مىخواست ، حتّى به كنار مكتبخانهء كودكان رفت و فرياد زد : اى كودكان ، براى عموى دروغگويتان دعا كنيد ! تنها مطلبى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه آن زن به داود ( ع ) گفت : هرگز در هنگام بلا از خدا نخواستم آن بلا را از من دفع كند ، در حالى كه در آيات و روايات امر به تضرّع و دعا در هنگام گرفتارى و مصائب شده است و در مقام جمع اين دو مطلب بايد گفت : كسى كه به درجهء رضا برسد و به آن سعادت دست يابد از تلخى و مرارت بلا چيزى جز لذّت و شيرينى درك نمىكند و لذا بين تحمّل و صبر بر آن محنت و لذّت بردن از آن صبر و يا دعا در بر طرف شدن آن محنت ، مخيّر است و چنين كسى نه تنها از رنج و مصيبت احساس الم و سختى نمىكند ، بلكه خداوند را از بابت آن سپاس هم مىگويد ، و اين به جهت آنست كه اولياء اللَّه از آنجا كه مىدانند مبدأ رنج و لذّت در عالم محبوب حقيقى و معشوق راستين ، حقّ متعال است ، لذا همانطور كه از عافيت و نعمت بهره و لذّت مىبرند ، هنگام بيمارى و مصيبت نيز احساس حلاوت و لذّت مىكنند و به همين دليل خواهان رفع و بر طرف شدن آن محنت و مصيبت نيستند . گفتار امير المؤمنين على ( ع ) در هنگام فرود ضربت شمشير كه فرمود : ( فزت و ربّ الكعبه ) شاهد بر اين مدّعاست و نيز قول آن حضرت در وقتى كه رسول خدا ( ص ) به او خبر داد : يا على ، چگونه در زمانى كه موى سر و رويت با خون سرت رنگين مىشود ، صبر مىكنى ، در حالى كه در محراب عبادت به نماز ايستادهاى ؟ در جواب فرمود : در چنين موقعيّتى مقام شكر و سپاس است نه مقام صبر ! و نيز در واقعهء احد وقتى كه مسلمانان فرار مىكردند و آن حضرت به تنهايى با شمشير